هشت ماه سکوت شکست. نصیر حیدریان، رهبر دائم ارکستر سمفونیک تهران، شب گذشته دوباره پشت پادیوم ایستاد. تالار وحدت پر بود از تماشاگرانی که بلیتهایشان را روزها زودتر خریده بودند. شب، شب موتسارت بود. عنوان کنسرت «فیگارو».
آخرین باری که حیدریان چوب رهبری در دست گرفته بود، به کنسرت «ایرانمرد» برمیگشت؛ اجرایی در بزرگداشت سردار حاج قاسم سلیمانی، در نهم دیماه سال گذشته. میان آن شب و این شب، فقط یک اجرای دیگر فاصله بود: «واگویهها»، بیستوهفتم آذر، نگاهی به موسیقی کلاسیک جهان و آثار معاصر ایرانی. اما دیشب چیز دیگری بود. وقتی نوازندگان و رهبر ارکستر روی صحنه ظاهر شدند، تشویق تماشاگران دقیقهها ادامه داشت. نخستین نتی که نواخته شد، «اوورتور عروسی فیگارو» بود. قطعهای شاد، پرتپش، بیقرار. از همان لحظه اول، روح نمایشی موتسارت در فضای تالار وحدت پیچید.
ولفگانگ آمادئوس موتسارت در عمر کوتاهش بیش از ۶۰۰ اثر آفرید؛ از اپرا گرفته تا سمفونی، کنسرتو، موسیقی مجلسی و سرناد. «عروسی فیگارو»، بخش دوم از سهگانه فیگارو، داستان پیر بومارشه بود که لرنزو داپونته آن را به اپرانامه تبدیل کرد. عجیب است، اما این اثر در
وین -جایی که موتسارت آن را در روزهای خوش مالیاش نوشت- چندان مورد توجه قرار نگرفت. این مردم پراگ بودند که عاشقانه به آن دل بستند.
حیدریان بعد از اجرا، از تجربه رهبری آثار موتسارت گفت؛ تجربهای که به گفته او، سادهترینشان هم دشوارترین است: «اکثر نوازندگان حاضرند قطعات چایکوفسکی را ده بار اجرا کنند، اما یکبار سراغ موتسارت نروند. کارهای او بهظاهر آساناند، اما اجرایشان از سختترینهاست.»
میان اجراهای شب، لحظهای بود که نفسها را در سینه حبس کرد: تکنوازی پیانوی آنیسا یزدانیان، نوجوان ۱۴ساله بوشهری، در «کنسرتو پیانو شماره ۱۲ در لاماژور». گفتوگویی موسیقایی میان پیانو و ارکستر شکل گرفت که تحسین همه را برانگیخت؛ از نوازندگان حرفهای ارکستر گرفته تا تماشاگران عادی سالن.
یزدانیان متولد ۱۳۹۰ است. از هشتسالگی پیانوی کلاسیک آموخته و رزومهاش برای سنش کم نیست. حیدریان درباره حضور این هنرمند نوجوان گفت: «خیلی خوشحالم که نوجوانی مثل او در ۱۴سالگی از بوشهر آمده و در این کنسرت مینوازد.» او افزود که این تصمیم با همراهی محمد الهیاری، مدیرعامل بنیاد رودکی، و امیرعباس ستایشگر، معاون آفرینشهای فرهنگیهنری این بنیاد، شکل گرفت تا یزدانیان فرصت اجرای یکی از آثار موتسارت را در کنسرت «فیگارو» پیدا کند.
برنامه با «سمفونی شماره ۳۹ در میبمل ماژور» به پایان رسید؛ اثری ظریف که نقطه پایانی شایستهای برای شب «فیگارو» بود. در میان تماشاگران، چهرههای آشنایی هم دیده میشدند: مسعود کیمیایی و مهرانه مهینترابی از مهمانان ویژه این کنسرت بودند.
سه اثر، سه روایت متفاوت از یک آهنگساز؛ هرکدام با ساختار و بیانی جداگانه، اما همه از یک منبع: دنیای بیکران موتسارت. شمار نوازندگان روی صحنه نسبت به کنسرتهای قبلی کمتر بود، اما این کاستی، کیفیت اجرا را کم نکرد.
بلیتهای «فیگارو» چند روز پیش از برگزاری تمام شده بود؛ نشانهای از استقبال بیسابقه مخاطبان. اما یک مشکل قدیمی باز هم خودنمایی کرد: تشویقهای زودهنگام، میان قطعات و پیش از پایان اجرا. اتفاقی که بارها تکرار شده و باز هم تمرکز نوازندگان و رهبر ارکستر را برهم زد. انگار برخی رسمهای سالن کنسرت هنوز جا نیفتادهاند؛ حتی برای مخاطبانی که اینقدر مشتاق شنیدن موسیقیاند.
شما چه نظری دارید؟